محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

37

عرفان الحق ( فارسى )

هر آنى خارج از وقتى شويم و داخل در وقت ديگر ، زمانى مىگذرد و زمانى مىرسد . از آنكه به نيكى گذشت ، يعنى بدفع بليات و رفع مهلكات ، حمدى سزاست . بر آنكه به نيكى رسيد ، يعنى بوصول خيرات و حصول نعمات ، شكرى رواست . الهى به پاداش لغزشهاى خود همه وقت مترصد آفات بوده‌ام . مگر درياى عفوت تجاوز يافت و آنچه را مستحق بوده‌ام در خود فروبرد ، لك الحمد . و نظر بخطيئات خود از نعمات موجوده و موعوده و عطيات معلومه و مخفيه‌ات مأيوس بودم كرمت شامل حال گشت و مرا دريافت . لك الشكر . وقت ديگر عبد خالص هرچه از مولى رسد نعمت شمارد و نواى منعم را پست و ناقص نپندارد ، اگر عطا رسد ثنا خواند و اگر بلا آيد رحمت بيند و صلاح خود داند . بنعمت موجود قانع و شاكر بود و از نعمت مفقود فارغ و صابر . از آنكه حق بىنياز است و ابواب نعمتش بر هر متنعمى باز . جز اينكه مريض صفرائى حلوا نخواهد طبيب حاذق هم به او ندهد تا از هلاك برهد . اين هم نعمتى است و هيچ نعمتى از تو مفقود نيست . عارف عالم را اجزاى خود شمارد و هركس بهر نعمتى متنعم است او شكر گذارد . و كمال شكر در صبر است . هركه صبر با حالش موافق است در شكر صادق است . اما صبر - استاد طريقت جنيد عالىمرتبت گويد : صبر نوشيدن جرعه‌هاى مرارت است به خرسندى نه بعبوس و ناپسندى . صبر ناقص ترك شكوه است از الم و بلا ، و صبر كامل استقبال بلا رفتن بكمال رضا . و صبر منع نفس است از جزع در خلاف ما يطمع . و علامت صبر